تو عالم رفاقت بد جور منو سوزوندی
رفتی و بی تفاوت دیگه پیشم نموندی
گذشتی ساده از من دل به غریبه دادی
تنهام گذاشتی ظالم آخه دل به کی دادی؟
طعنه هات و یادم هست هرچی که خواستی گفتی
پرپر کردی من و تو از نو خودت شکفتی
امروز بهم گفتی که دیگه دوستم نداری
میخوای مثل همیشه منو تنها بذاری
چی کار کنم با کارات حساب کتاب نداره
حرفهای تلخت اما دیگه جواب نداره
برو دیگه بسمه انقدر عذابم نده
با حرفهای دروغت انقدر شکنجه ام نده
فکر نکنی نباشی بدون تو میمیرم
نه دیگه من نمیگم که بی تو من اسیرم
میخوام بشم مثل تو یه سنگدل حسابی
رد بشم از کنارت مثل یه آب جاری
برام فرقی نداره چی به سرت بیارن
فقط میخوام اونا هم یه روز قالت بذارن...