تبليغاتX
کلبه تنهایی
موهبت ...

موهبت

_ من از خدا خواستم به من توان دهد

   واو برسر راهم مشکلاتی قرار داد تا نیرومند شوم.

_ من از خدا خواستم به من عقل و خرد دهد

  و او پیش پایم مسایلی گذاشت تا آنها را حل کنم.

_من از خدا خواستم به من ثروت عطا کند

  واو به من فکر داد تا برای رفاهم بیش تر تلاش کنم.

_ من از خدا خواستم به من شهامت دهد

  و او خطراتی در زندگیم پدید آورد تا بر آنها غلبه کنم.

_ من از خدا خواستم به من عشق دهد

  و او افراد زجر کشیده ای نشانم داد تا به آنها محبت کنم.

_ من از خدا خواستم به من برکت دهد

  و خدا به من فرصت هایی داد تا از آنها بهره مند ببرم.

_من هیچ کدام از چیزهایی را که از خدا خواستم , دریافت نکردم

  ولی به همه چیزهایی که نیاز داشتم , رسیدم.

 

                     خدایا شکرت

 

 

                    

 

 

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست

هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 11:34 بعد از ظهر توسط ایمان |