تبليغاتX
کلبه تنهایی
فقط برای یک لحظه...

              

این وبلاگ مربوط به آخرین زمزمه های قلبم بود که همیشه با نام او می طپید .

وقت آن رسیده که این رخت سیاه را که پس از مرگ عشقم پوشیده ام در بیاورم .

منتظر نظرات شما دوستان همرازم در وبلاگ

http://iman-setayesh2005.blogfa.com           هستم .

تا حالا شده چشمات رو به روی بدیای دیگران ببندی و جواب بدیاشون رو با خوبی بدی ؟

ما آدما وقتی کوچکترین بدی از کسی می بینیم اون قدر بزرگش می کنیم  بزرگش می کنیم بزرگش می کنیم که .. اصلا میایم و همه ی دنیا رو جار می زنیم که آره این آدم این کار بد رو کرده  این حرف بد رو زده .. تا جایی که یادمون می ره که این فرد هر چی باشه آدمه   انسانه ...بالاخره خوبیایی که داره ؟ نداره ؟؟!

به راحتی و توی یه لحظه فقط یک لحظه ی کوتاه همه ی شخصیتش رو می بریم زیر ؟.

تا جایی که یادمون می ره ما هم بدیایی به دیگران کردیم .حتی به خود خدا که بزرگترین و عزیزترینه ...(نکردیم ؟)

اما خدا چی ؟ با صبرش و با بزرگیش با ما رفتار کرده . بدیای ما رو که تو دنیا جار نزده؟( زده ؟؟ ) به خاطر همینم هست که بش میگیم «ستار العیوب »

خیلی وقتا واسمون مهمه که مریم چی میگه ؟رضا در موردمون چی فکر میکنه ؟حالا این کار رو که کردم انیس خوشش میاد؟؟

اما شد یه بار  خداییش فقط یک بار ( نه بیشتر ) وقتی می خوایم یه کاری کنیم فکر کنیم که خدا در موردمون چی فکر می کنه ؟ ناراحت نمی شه اگه این کار رو کنیم ؟ تا حالا شده ؟!

مگه همه ی ما این اعتقاد رو نداریم که اونه که همیشه با ما می مونه .

بقیه می رن . بقیه بی وفان . تنهامون میزارن.پس چرا دل اون رو به دست نمیاریم ؟؟؟

آره عزیزم . ما آدما گاهی وقتا اصلا خدا رو نمی بینیم .حرف همه فکرهمه کار همه برامون مهمه جز خود خود خود خدا !

او به ما با رفتارش و با کرمش یاد داده که آره :اگه بدی دیدی چشمات رو ببند.نکنه همه جا جار بزنی که مثلا سارا فلان کار رو کرده ها ؟آخه اون بنده ی منه دوسش دارم . دلم نمی خواد بقیه در موردش بد فکر کنن ؟ باهاش بد بشن ؟اذیتش کنن ؟

آره.خدا همیشه با ماست و ما رو می بینه . این ماییم که چشممون رو بستیم به روی همه چیز جز خودمون . فقط خودمون واسمون مهمه. خودمون باشیم . عزیز باشیم.محبوب همه باشیم . همه چیز داشته باشیم ..دیگران به ما چه ؟!!!! ( آخه این رسمشه !! )

خداست که وقتی همه بمون پشت میکنن بازم یه نگاه محبت آمیز بمون می کنه و میگه :آروم باش . صبر کن...همه چیز رو واست درست می کنم.

باور نداری ؟؟.کافیه که چشمات رو ببندی و با همه ی وجودت صداش کنی .اون همیشه با ماست و به فکر ماست.... باور کن.

         چشمها را باید شست        جور دیگر باید دید...

                                                             " یا علی "

+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 2:0 قبل از ظهر توسط ایمان |